تسهیم هزینه های سربار

هزینه های سربار کارخانه ممکن است با تمام دوایر و یا فقط با دایرة معینی از کارخانه ارتباط داشته باشد. با توجه به اینکه ساخت محصول در دوایر تولیدی صورت می گیرد ، با انتقال هزینه های سربار به این دوایر ، امکان محاسبة بهای تمام شدة محصول فراهم خواهد شد.

هزینه های سربار کارخانه به دو صورت ، به دوایر تسهیم می گردد :

۱-تسهیم مستقیم : هزینه هایی که منحصراً در یک دایره ، اعم از تولیدی یا خدماتی به مصرف می رسند ، باید مستقیماً به حساب همان دایره منظور نمود. بعضی از این هزینه ها عبارتند از : هزینة تعمیر ماشین آلات یک دایرة تولیدی یا هزینة حقوق و دستمزد کارکنان رستوران کارخانه که یک دایرة خدماتی است.

۲-تسهیم براساس مبنای مناسب : هزینه هایی که در دوایر مختلف کارخانه اعم از تولیدی و خدماتی به مصرف می رسند ، باید بر اساس مبناهای مناسب بین دوایر استفاده کننده تسهیم شوند. این قبیل هزینه ها را اصطلاحاً هزینه های عمومی کارخانه گویند. مانند : هزینة حرارت مرکزی ، برق مصرفی ، عوارض نوسازی کارخانه و …

مبانی تسهیم هزینه های سربار– قبل از تسهیم هزینه ها براساس مبنای مناسب به دوایری که در به وجود آوردن آن نقش داشته اند ، شناخت مبانی تسهیم ضروری است.

انتخاب مبنای مناسب برای تسهیم هزینه های عمومی کارخانه ، کار آسانی نیست و تا حدود زیادی به سیستم حسابداری بهای تمام شدهو شرایط واحد تولیدی ارتباط دارد.

مبنای انتخاب شده برای تسهیم هر یک از هزینه های سربار ، باید حتی الامکان رابطة منطقی با آن هزینه داشته باشد و برای هر هزینه ، مبنایی انتخاب شود که در ارتباط مستقیم با آن هزینه بوده و حاکی از دلیل به وجود آوردن آن باشد.

مثال ۱ : هزینة استهلاک ساختمان کارخانه ، بر مبنای مساحت زیر بنا به دوایر مختلف تسهیم می گردد. این هزینه با مساحت زیر بنای دوایر رابطة مستقیم دارد ، زیرا ساختمان های وسیع تر ، هزینة استهلاک بیشتری خواهند داشت.

مثال ۲ : هزینة بیمه های اجتماعی (سهم کارفرما) ، بر مبنای دستمزد کارکنان به دوایر مختلف تسهیم می گردد. دلیل به وجود آمدن این هزینه ، حقوق و دستمزد کارکنان است ، زیرا براساس ۲۰% حقوق و دستمزد محاسبه شده است.

بعضی از هزینه های سربار را می توان براساس مبناهای مختلف به دوایر تسهیم نمود. در این صورت ، باید مبنای مناسب ترین مبنا به آن هزینه –که در دسترس می باشد- انتخاب گردد. مانند هزینة برق مصرفی که مبنای تسهیم آن به ترتیب ، کنتور ، تعداد شعله و مساحت زیر بنا می باشد.

همچنین ، ممکن است چند هزینه دارای یک مبنا باشند. مانند : هزینة اجاره ، استهلاک و تعمیر ساختمان که مبنای تسهیم آنها مساحت زیر بنا می باشد.

مبنای تسهیم برخی از هزینه های سربار در جدول زیر ارائه گردیده است :

شماره عنوان هزینه مبنای تسهیم
۱

۲

۳

۴

۵

۶

۷

۸

۹

۱۰

۱۱

۱۲

۱۳

۱۴

هزینة بیمه های اجتماعی کارگران

هزینة بیمه حوادث ناشی از کار

هزینة بیمة ساختمان ، تأسیسات و ماشین آلات

هزینة استهلاک ساختمان

هزینة استهلاک ماشین آلات

هزینة سوخت و روشنایی

هزینة اجاره ساختمان

هزینة برق صنعتی

هزینة رفاهی کارگران

هزینة آب بها

هزینة حرارت مرکزی

هزینة حمل به داخل

هزینة سرپرستی

هزینة تلفن و اینترنت

دستمزد مستقیم

تعداد کارگران

ارزش ساختمان ، تأسیسات و ماشین آلات

مساحت زیر بنا

ساعت کارماشین-تعداد تولید-ارزش ماشین آلات

برآوردهای فنی – مساحت زیر بنا

مساحت زیر بنا

ساعت کار ماشین

تعداد کارگران

کنتور – برآوردهای فنی

برآوردهای فنی – مساحت زیر بنا

مواد مصرفی

تعداد کارکنان

تعداد کارکنان – تعداد کاربران اینترنت

تسهیم اولیه

پس از شناسایی هزینه های عمومی و تفکیک مراکز هزینه ، اولین قدم در تسهیم هزینه های سربار عمومی ، سرشکن کردن هر هزینه به مراکز هزینه ، با استفاده از مبنای تسهیم می باشد. این عمل تسهیم اولیه گویند. به بیان دیگر ، تسهیم اولیه عبارت است از سرشکن کردن هزینه های غیر مستقیم عمومی به دوایر تولیدی و واحدهای خدماتی براساس مبناهای مناسب.

تسهیم ثانویه

قبلاً اشاره شد که قسمت های مختلف یک کارخانه ، به دوایر تولیدی و خدماتی تقسیم می شوند. دوایر خدماتی ، به منظور تسهیل در امر تولید و کمک به آن ایجاد شده اند و هزینه های این دوایر باید بر اساس معیارهای سنجیده و قابل قبول ، بین دوایر تولیدی سرشکن گردد. این عمل را تسهیم ثانویه گویند. به عبارت دیگر ، تسهیم ثانویه سرشکن کردن هزینه های دوایر خدماتی به دوایر تولیدی بر مبنایی مناسب می باشد. این عمل ، برای محاسبة بهای تمام شدة محصولات ضروریست.

معمولاً در مؤسسات ، دوایر خدماتی علاوه بر ارائه خدمت به دوایر تولیدی ، با یکدیگر نیز تبادل خدمت می نمایند.

برای انجام تسهیم ثانویه ، ابتدا باید رابطة هر دایرة خدماتی با سایر دوایر مشخص گردد و حتی الامکان مبنایی انتخاب شود که نشان دهندة این ارتباط باشد.

دلیل انجام تسهیم ثانویه ، انتقال هزینه های دوایر خدماتی به واحد های تولیدی به تناسب استفاده از سرویس آنها می باشد. زیرا دوایر خدماتی به علت عدم تولید محصول ، امکان بازیافت هزینه های خود را نخواهند داشت.

به عنوان مثال ، می توان از دو دایرة خدماتی رستوران و حسابداری نام برد که به یکدیگر خدمات متقابل ارائه می دهند. دایرة حسابداری کلیة اسناد مربوط به خریدهای رستوران را جمع آوری می کند و بهای تمام شدة خدمات انجام شده توسط دایرة رستوران را محاسبه می نماید. دایرة رستوران نیز غذای کارکنان دایرة حسابداری را تأمین می نماید.

روش های تسهیم ثانویه ، عبارتند از : روش مستقیم ، روش یک طرفه و روش دو طرفه.

تسهیم ثانویه به روش مستقیم : در این روش ، از خدمات متقابل دوایر خدماتی به یکدیگر صرف نظر می شود و سهم هزینة هر دایرة خدماتی از تسهیم اولیه ، مستقیماً به دوایر تولیدی سرشکن می گردد. به همین دلیل نتایج حاصل از این روش ، چندان مطلوب و دقیق نیست.

تسهیم ثانویه به روش یک طرفه : در این روش ، از خدمات برخی دوایر سرویس دهنده به دوایر خدماتی دیگر ، به علت ناچیز بودن آن ، صرف نظر می شود و هزینة هر دایرة خدماتی به صورت یک طرفه به دوایر تولیدی و سایر دوایر خدماتی سرشکن می گردد.

تسهیم ثانویه به روش دو طرفه : در این روش ، خدمات متقابل دوایر خدماتی به یکدیگر به طور دقیق در نظر گرفته می شود و هزینة هر دایرة خدماتی به دوایر تولیدی و دوایر خدماتی استفاده کننده ، سرشکن می گردد. به همین دلیل ، استفاده از این روش ، صرف نظر از نتایج دقیقی که به دست می دهد ، مستلزم محاسبات پیچیده و طولانی خواهد بود.

با مقایسة سه روش یاد شده می توان گفت ، روش یک طرفه دارای محاسباتی کوتاه تر از روش دو طرفه است و به نتایج دقیق تر از روش مستقیم منجر می شود. از این رو ، بسیاری از واحدهای تولیدی ، برای تسهیم ثانویه ، روش یک طرفه را ترجیح می دهند که به توضیح آن می پردازیم.

تسهیم ثانویه به روش یک طرفه : این روش ، در شرایطی به کار گرفته می شود که بعضی از دوایر خدماتی ، به صورت یک طرفه به دوایر دیگر خدماتی سرویس می دهند ولی از آنها سرویس نمی گیرند ، البته کمتر دایره ای ممکن است یافت شود که از سرویس متقابل سایر دوایر بی نیاز باشد ، ولی سرویس متقابل دریافتی یک دایرة خدماتی از دایرة خدماتی دیگر ممکن است آن قدر ناچیز باشد که بتوان از آن صرف نظر نمود.

برای سهولت بیان مطلب ، ب دایرة خدماتی که از سرویس سایر دوایر بی نیاز است ، دایرة خدماتی مستقل می گوییم.

از آن جا که دایرة خدماتی مستقل از سرویس سایر دوایر خدماتی استفاده نمی کند ، ابتدا باید هزینه های این دایره بر اساس مبنایی مناسب به دوایر سرویس گیرنده سرشکن گردد تا هزینة قابل تسهیم دوایر خدماتی دیگر مشخص شود. به عبارت دیگر ، در روش فوق حق تقدم تسهیم با دایرة خدماتی مستقل می باشد. به همین ترتیب ، باید عمل تسهیم را برای سایر دوایر خدماتی ادامه داد تا هزینه به دوایر تولیدی سرشکن گردد.

اگر دایرة خدماتی مستقل ، مشخص نباشد ، دایره ای که از تسهیم اولیه سهم بیشتری دارد ، به عنوان دایرة سرویس دهنده افزایش می یابد.

برآورد هزینه های سربار کارخانه

از آنجایی که رقم دقیق هزینه های سربار در ابتدای هر دوره مشخص نیست و با توجه به لزوم تعیین بهای تمام شده محصولات در طول دوره و قبل از اتمام دوره مالی ، بودجه (برآورد) هزینه های سربار کارخانه براساس سطح تولید برآورد شده قبل از شروع دوره مالی تهیه می گردد. برای تهیة بودجة هزینه های سربار کارخانه ، باید اقلام هزینه های سربار کارخانه به ثابت و متغیر طبقه بندی گردند. هزینه های نیمه متغیر نیز باید به اجزای ثابت و متغیر تفکیک شوند. کل هزینه های ثابت در دامنه مربوط فعالیت با تغییر سطح تولید تغییر نمی کند.

بنابراین ، سطح تولید عامل تعیین کننده ای در تعیین کل هزینه های ثابت نمی باشد. از طرف دیگر ، کل هزینه های متغیر با تغییر سطح تولید تغییر می کند. بنابراین ، سطح تولید عامل تعیین کننده ای در تعیین هزینه های متغیر می باشد. کل هزینه های متغیر از حاصل ضرب هزینه متغیر هر واحد در سطح تولید برآورد شده به دست می آید. از این رو ، برای تعیین سربار متغیر برآورد شده ، ابتدا باید سطح تولید برآورد شده برای دوره بعد تعیین گردد.

حسابداری چیسـت؟

نرخ از پیش تعیین شده سربار کارخانه

نرخ از پیش تعیین شدة سربار کارخانه براساس هزینه های برآورد شدة سربار کارخانه و سطح تولید برآورد شده در ابتدای دورة مالی به قرار زیر محاسبه می گردد:

برآورد سطح تولید /  برآورد هزینه های سربار کارخانه = نرخ از پیش تعیین شده سربار کارخانه

قابلیت اعتماد نرخ از پیش تعیین شده سربار کارخانه بستگی به دقت برآورد هزینه های سربار کارخانه و برآورد سطح تولید دارد.

حساب کنترل سربار ساخت

برای گردآوری هزینه های سربار ، حسابی تحت عنوان حساب کنترل سربار ساخت در دفتر کل ، در نظر گرفته می شود.

هدف از افتتاح این حساب ، ثبت هزینه های واقعی و هزینه های جذب شدة سربار می باشد.

به این ترتیب که هزینه های واقعی سربار در بدهکار حساب کنترل سربار ساخت و هزینه های جذب شدة سربار در بستانکار حساب کنترل سربار ثبت می گردد.

در پایان دورة مالی ، ماندة حساب کنترل سربار ساخت نشان دهندة کسر یا اضافة جذب سربار خواهد بود.

سربار ساخت جذب شده

پس از تعیین نرخ از پیش تعیین شدة سربار کارخانه که در ابتدای دورة مالی محاسبه می گردد ، از این نرخ جهت تخصیص هزینه های سربار کارخانه به محصولات تولید شده استفاده می شود. سربار جذب شدة کارخانه از رابطة زیر به دست می آید :

نرخ از پیش تعیین شده سربار کارخانه * مبنای واقعی = سربار جذب شده کارخانه

نحوة ثبت سربار ساخت جذب شده در دفتر روزنامه ، به این صورت است که پس از محاسبة سربار ساخت جذب شده ، معادل مبلغ به دست آمده ، حساب کالای در جریان ساخت ، بدهکار و حساب کنترل سربار ساخت ، بستانکار می گردد.

حساب کالای در جریان ساخت                       xxx

حساب کنترل سربار ساخت                                 xxx

ثبت سربار ساخت جذب شده

مثال : با توجه به نرخ جذب سربار محاسبه شده ، چنانچه کار انجام شده (واقعی) در دایرة تولید کولر ، ۵۵۰۰ ساعت و در دایرة تولید بخاری ، ۶۲۰۰ ساعت باشد ، سربار جذب شدة هر دایره به این طریق محاسبه و ثبت می گردد.

سربار جذب شدة دایرة تولید کولر           ۸۸۶۵۲۷=۱۶۱۱۸۶۸*۵۵۰۰

سربار جذب شدة دایرة تولید بخاری       ۸۹۵٫۱۸۹=۱۴۴۳۸۳۵*۶۲۰۰

حساب کالای درجریان ساخت (تولید کولر)             ۸۸۶,۵۲۷

حساب کنترل سربار ساخت (تولید کولر)            ۸۸۶,۵۲۷

ثبت سربار جذب شدة دایرة تولید کولر

——————————————————-

حساب کالای درجریان ساخت (تولید بخاری)             ۸۹۵,۱۸۹

حساب کنترل سربار ساخت (تولید بخاری)            ۸۹۵,۱۸۹

ثبت سربار جذب شدة دایرة تولید کولر

 

ثبت هزینه های واقعی سربار

در طول دورة مالی ، زمانی که هزینه های واقعی سربار ، به تدریج تحقق می یابد ، به حساب کنترل سربار ساخت ، بدهکار شده ، جزئیات آن به حساب های دفتر معین هزینه انتقال می یابد. ثبت سند روزنامة هزینه های واقعی سربار ، به این صورت می باشد :

ثبت هزینه های واقعی سربار

تعیین کسر یا اضافه جذب سربار کارخانه

در پایان دورة مالی ، هزینه های واقعی انجام شده در کارخانه باید به دوایر تولیدی و خدماتی تسهیم شود. سپس هزینة دوایر خدماتی به دوایر تولیدی سرشکن گردد. نتیجة به دست آمده از این عمل ، نشان دهندة سربار واقعی هر یک از ادارات تولیدی خواهد بود که به بدهکار حساب کنترل سربار ساخت آن دایره منظور شده است. از سوی دیگر ، در طول دورة مالی ، سربار هر دایرة تولیدی با نرخ از پیش تعیین شده ، به محصولات سرشکن گردیده که در بستانکار حساب کنترل سربار ساخت آن دایره منظور شده است. (سربار جذب شده)

ماندة حساب کنترل سربار ساخت هر دایرة تولیدی ، نشان دهندة کسر یا اضافه جذب سربار همان دایره خواهد بود.

در صورتی که سربار واقعی هر دایرة تولیدی بیشتر از جذب شدة آن دایره باشد ، حساب کنترل سربار ساخت ، دارای ماندة بدهکار خواهد بود (کسر جذب سربار) ، که با حساب کسر یا اضافه جذب سربار بسته می شود.

 

حساب کسر یا اضافه جذب سربار                                      xxx

حساب کنترل سربار ساخت                                         xxx

ثبت کسر جذب سربار ساخت

 

اگر سربار واقعی ، کمتر از سربار جذب شده باشد ، حساب کنترل سربار ساخت ، دارای ماندة بستانکار خواهد بود (اضافه جذب سربار) که با حساب کسر یا اضافه جذب سربار بسته می شود.

 

حساب کنترل سربار ساخت                                              xxx

حساب کسر یا اضافه جذب سربار                                         xxx

ثبت اضافه جذب سربار ساخت

 

کسر یا اضافه جذب سربار را می توان در پایان هر سه ماه ، محاسبه نمود ولی محاسبة آن در پایان دورة مالی متداول تر است.

کسر یا اضافه جذب سربار از رابطة زیر محاسبه می شود :

سربار جذب شده – سربار واقعی = کسر جذب سربار

سربار واقعی – سربار جذب شده = اضافه جذب سربار

 

حساب کسر یا اضافه جذب سربار ، از جمله حساب های موقت است ، بنابراین ، باید در پایان دورة مالی بسته شود. این امر ، به دو روش صورت می گیرد :

الف- اگر ماندة حساب کسر یا اضافة جذب سربار کارخانه مبلغ جزئی باشد ، با حساب قیمت تمام شدة کالای فروش رفته ، بسته می شود.

چنانچه کسر جذب سربار وجود داشته باشد ، ماندة حساب کسر یا اضافه جذب سربار ، بدهکار و در صورتی که اضافه جذب سربار موجود باشد ماندة حساب کسر یا اضافه جذب سربار ، بستانکار خواهد بود. ثبت های بستن این حساب ، در هریک از حالات یاد شده به این صورت است :

حساب قیمت تمام شدة کالای فروش رفته                        xxx

حساب کسر یا اضافه جذب سربار کارخانه                                   xxx

بستن حساب کسر یا اضافه جذب سربار بابت کسر جذب

————————————————

حساب کسر یا اضافه جذب سربار کارخانه                        xxx

حساب قیمت تمام شدة کالای فروش رفته                                   xxx

بستن حساب کسر یا اضافه جذب سربار بابت اضافه جذب

————————————————

پس از انتقال کسر یا اضافه جذب سربار کارخانه به حساب قیمت تمام شدة کالای فروش رفته ، قیمت تمام شدة کالای فروش رفته که با سربار جذب شده محاسبه گردیده بود ، به قیمت تمام شدة واقعی تبدیل خواهد شد.

ب- اگر کسر یا اضافه جذب سربار ساخت ، رقم عمده ای باشد ، باید مبلغ مذکور متناسب با موجودی کالای در جریان ساخت ، موجودی کالای ساخته شدة پایان دوره و قیمت تمام شدة کالای فروش رفته ، به حساب های مذکور منتقل گردد.