خلاقیت و نوآوری در محیط كار

خلاقیت و نوآوری در محیط كار

خلاقیت و نوآوری در محیط كار

با پيشرفت روز افزون دانش و تكنولوژي و جريان گسترده اطلاعات، امروزه جامعه ما نيازمند آموزش مهارت‌هايي است كه با كمك آن بتواند همگام با توسعه علم و فناوري به پيش برود. هدف بايد پرورش انسان‌هايي باشد كه بتوانند با مغزي خلاق با مشكلات روبرو شده و به حل آنها بپردازند. به گونه‌اي كه انسان‌ها بتوانند به خوبي با يكديگر ارتباط برقرار كرده و با بهره گيري از دانش جمعي و توليد افكار نو مشكلات را از ميان بردارند. امروزه مردم ما نيازمند آموزش خلاقيت هستند كه با خلق افكار نو به سوي يك جامعه سعادتمند قدم بردارند. رشد فزاينده اطلاعات، سبب شده است كه هر انساني از تجربه و علم و دانشي برخوردار باشد كه ديگري فرصت كسب آنها را نداشته باشد، لذا به جريان انداختن اطلاعات حاوي علم و دانش و تجربه در بين انسان‌ها يكي از رموز موفقيت در دنياي امروز است. هيچ كس قادر نيست به ميزان اطلاعات واقعي هر كس كه در گوشه ذهن او نهفته است پي ببرد. اين اطلاعات زماني به حركت در مي‌آيد كه انگيزه‌اي قوي سبب رها شدن آن به بيرون ذهن مي‌شود. در اين مرحله انسان‌ها به سرنوشت يكديگر حساسند و در جهت رشد يكديگر مي‌كوشند و در نهايت سبب مي‌شود جرياني از علم و دانش و تجربيات ميان آنها جاري شود كه همين امر زمينه‌ساز نوآوري و خلاقيت خواهد بود.

يكي از عوامل مؤثر در بروز خلاقيت در يك جامعه، زمينه‌سازي و بسترسازي در بين انسان‌ها جهت ايجاد فرهنگي است كه در آن همگان در تلاش براي رشد دادن ديگري هستند و با تأثير بر روي يكديگر به پيشرفت جامعه كمك مي‌كنند.

يكي از شرايط لازم براي پديدار شدن افكار نو، وجود آرامش براي مغز است. به همين خاطر لازم است انسان‌ها بكوشند در جامعه شرايطي پديد آيد كه در بستر آن مغز بينديشد و تكامل يابد و سبب ساز افكار نو شده و شرايط براي سازندگي در جامعه مهيا شود. با افزايش سپرده‌گذاري‌هاي اخلاقي مي‌توان شرايط را براي شكل گيري يك محيط آرامبخش در جامعه فراهم كرد. كاهش سپرده‌گذاري‌هاي اخلاقي در جامعه سبب مي‌شود كه زمينه براي گسسته شدن روابط اجتماعي گسترش يابد و با سست شدن پيوندهاي اجتماعي، شرايط لازم براي بروز خلاقيت در جامعه سخت تر مي‌شود. زيرا فرصتي براي تفكر كردن وجود نخواهد داشت.

زمانی بود كه مفهوم خلاقیت تنها با نویسندگان، نقاشان، نوازندگان و افراد مشابه در حرفه های هنری در ارتباط بود. اما با افزایش نیاز به توسعه شخصیت نام تجاری منحصر به فرد، نیاز به تفكر خلاق از هنر به كسب و كار روزانه  انتقال یافت. علاوه بر اینكه، عملیات تولید یك محصول كه خود را در بازاری كه تفاوت هابه سختی شناسایی می‌شوند رقابتی تر جلوه دهد نیازمند درجه بالایی از خلاقیت در هر دو جنبه نوآوری و بازاریابی است. درنتیجه در حال حاضر این یك اصل عمومی برای شركت ها(بزرگ و كوچك) برای پذیرفتن این سیاست شده است كه خلاقیت را ترویج می‌كند و به وسیله ان نوآوری را رواج می‌دهد. اما معنای خلاقیت چیست؟ و چگونه می‌توان ان را به طور موثر مورد استفاده قرار داد؟

تعریف محیط خلاق:

خلاقیت فرآیند ذهنی و اجتماعی است كه برای تولید ایده ها، مفاهیم و انجمن هایی كه منجر به بهره گیری از ایده های جدید می‌شوند، استفاده می‌شود. یا به طور ساده: نوآوری. از طریق فرآیند خلاقیت، كاركنان بدنبال كشف وظایف با نتیجه سودآور از یك تلاش موجود یا بالقوه هستند معمولا شامل تولید و درخواست گزینه های جایگزین برای محصولات، خدمات و روش های شركت توسط استفاده از یك بینش خودآگاه یا ناخوداگاه است. این بینش خلاقانه نتیجه مستقیم از تنوع تیم به طور خاص است، افرادی كه دارای ویژگی‌ها و دیدگاه های مختلف هستند. نكته حائز اهمیت این است كه نوآوری معمولا یك پدیده طبیعی نیست. مانند یك گیاه نیاز به مواد مغذی مناسب برای رشد دارد. شامل استراتژی‌های موثر و چارچوب هایی كه سطوح مختلف تفكر را رواج می دهند. به طور مثال، با حمایت از مبادله باز ایده ها در میان كاركنان در تمام سطوح، سازمان ها قادر به الهام بخش بودن پرسنل و محیط كار نوآورانه هستند. بنابراین ناظران باید فرآیند خلاقیت را مدیریت كنند و برای مدیریت خود خلاقیت تلاش نكنند. چون خلاقیت معمولا به طور انحصاری در سر یك فرد اتفاق نمی افتد بلكه نتیجه فعل و انفعال  با زمینه اجتماعی است كه تدوین، تفسیر و همگون شده با یك چیز جدید است. با این سیستم انگیزه ها اعم از  پاداش‌های مادی مانند بیمه های تكمیلی و یا انگیزه های غیر مادی نظیر رضایت شخصی و كارآفرینی اجتماعی مهم هستند.

تعريف خلاقيت از ديدگاه روانشناسي

خلاقيت يكي از جنبه‌هاي اصلي تفكر يا انديشيدن است. تفكر عبارت است از فرايند بازآرايي يا تغيير اطلاعات و نمادهاي كسب شده موجود در حافظه درازمدت. تفكر بر دو نوع است:

  • تفكر همگرا: تفكر همگرا عبارت است از فرايند بازآرايي يا دوباره سازي اطلاعات و نمادهاي كسب شده موجود در حافظه درازمدت.
  • تفكر واگرا: تفكر واگرا عبارت است از فرايند تركيب و نوآرايي اطلاعات و نمادهاي كسب شده موجود در حافظه درازمدت، خلاقيت يعني تفكر واگرا.

براساس اين تعريف خلاقيت ارتباط مستقيمي با قوه تخيل يا توانايي تصويرسازي ذهني دارد. اين توانايي عبارت است از فرايند تشكيل تصويرهايي از پديده‌هاي ادراك شده در ذهن و خلاقيت عبارت است از فرايند يافتن راه‌هاي جديد براي انجام دادن بهتر كارها؛ خلاقيت يعني توانايي ارائه راه حل جديد براي حل مسائل؛ خلاقيت يعني ارائه فكرها و طرح‌هاي نوين براي توليدات و خدمات جديد و استمرار آن پس از غيبت آن پديده‌ها.

تعريف خلاقيت از ديدگاه سازماني

خلاقيت يعني ارائه فكر و طرح نوين براي بهبود و ارتقاء كميت يا كيفيت فعاليت‌هاي سازمان؛ مثلاً افزايش بهره‌وري، افزايش توليدات يا خدمات، كاهش هزينه‌ها، توليدات يا خدمات از روش بهتر، توليدات يا خدمات جديد و غيره.

روبرت جي استرنبرگ و ليندااي اوهارا در بررسي‌هاي خود شش عامل را در خلاقيت افراد مؤثر دانسته‌اند:

۱- دانش: داشتن دانش پايه‌اي در زمينه‌اي محدود و كسب تجربه و تخصص در ساليان متمادي.

۲- توانايي عقلاني: توانايي ارائه ايده خلاق از طريق تعريف مجدد و برقراري ارتباطات جديد در مسائل.

۳- سبك فكري: افراد خلاق عموماً در مقابل روش ارائه شده از طرف سازمان و مديريت ارشد، سبك فكري ابداعي را بر مي‌گزينند.

۴- انگيزش: افراد خلاق عموماً براي به فعل در آوردن ايده‌هاي خود برانگيخته مي‌شوند.

۵- شخصيت: افراد خلاق عموماً داراي ويژگي‌هاي شخصيتي مانند مصر بودن، مقاوم بودن در مقابل فشارهاي بيروني و داخلي و نيز مقاوم بودن در مقابل وسوسه همرنگ جماعت شدن هستند.

۶- محيط: افراد خلاق عموماً در داخل محيط‌هاي حمايتي بيشتر امكان ظهور مي‌يابند.

 

اين محققان مشخص كردند كه عمده‌ترين دليل عدم كارايي برنامه‌هاي آموزش خلاقيت تاكيد صرف اين برنامه‌ها بر تفكر خلاق به عنوان يكي از شش منبع مؤثر در خلاقيت مي‌باشد. جايي كه ساير عوامل نيز تأثير بسزايي در موفقيت و شكست برنامه‌هاي آموزشي خلاقيت ايفا مي‌كنند جورج اف نلر در كتاب هنر و علم خلاقيت براي خلاقيت مراحل چهارگانه: آمادگي، نهفتگي، اشراق و اثبات را ذكر كرده است.

از اين ديد، افراد خلاق ابتدا با مسئله يا يك فرصت آشنا شده و سپس از طريق جمع آوري اطلاعات با مسئله يا فرصت مورد نظر درگير مي‌شوند. در مرحله بعد افراد خلاق روي مسئله تمركز مي‌كنند، در اين مرحله فعاليت ملموسي مشاهده نمي‌شود و فرد سعي در نظم دادن تفكرات، انديشه‌ها، تجارب و زمينه‌هاي قبلي خود جهت نيل به يك ايده دارد. درگيري ذهني عميق فرد (خودآگاه و ناخودآگاه) فراهم كردن فرصت (جهت تفكر بر مسئله) منجر به خلق و ظهور ايده‌اي جديد و بديع مي‌شود. در نهايت فرد خلاق در صدد برمي‌آيد صلاحيت و پتانسيل ايده خويش را به اثبات برساند.

چگونه یك محیط كار خلاق برای ترویج نوآوری بسازیم:

ایجاد یك محیط خلاقانه بیش از اینكه به كاركنانتان آزادی دهد به آنها پادشاهی آزادانه می‌دهد با امید به اینكه آنها چیز ارزشمندی را كشف كنند. همانطور كه با هر سیستم دیگر، فرآیند خلاقیت نیازمند چارچوب مناسب برای كاركردن به طور موثر است كه همچنین مدیریت را قادر می‌سازد تا سودآوری نتایج را ارزیابی كنند.

نوآوري شامل چه چيزهايي است؟

بعضي افراد براين باورند كه خلاقيت ذاتي است، برخي ديگر باور دارند كه با آموزش هركس مي‌تواند خلاق شود. در ديدگاه دوم خلاقيت را مي‌توان فرايندي چهار مرحله‌اي ديد مركب از ادراك، پرورش، الهام و نوآوري. ادراك يعني نحوه ديدن چيزها. خلاق بودن يعني چيزها را از زاويه‌اي منحصر به فرد ديدن. به عبارتي يك كارمند ممكن است راه حل‌هاي يك مسئله را طوري ببيند كه ديگران نمي‌توانند آن طور ببينند. رفتن از ادراك به حقيقت به هر حال فوراً اتفاق نمي‌افتد. در عوض انديشه‌ها از فرايند پرورش مي‌گذرند. بعضي اوقات كاركنان نياز دارند كه در مورد انديشه‌هاي خود تعمق كنند. اين به معناي فعاليت نكردن نيست بلكه در اين مرحله كاركنان بايد داده‌هاي انبوهي را كه ذخيره، بازيابي، مطالعه و دوباره شكل دهي كرده‌اند در نهايت در قالب چيزي جديد بريزند. گذشت ساليان براي طي اين مرحله امري طبيعي است.

در فرايند خلاقيت الهام آن لحظه‌اي است كه تمامي تلاش‌هاي قبلي شما به طور موفقيت آميز به ثمر مي‌رسند. گرچه الهام به شعف مي‌انجامد اما كار خلاقيت تمام نشده است. خلاقيت نياز به تلاشي نوآور دارد. نوآوري يعني گرفتن آن الهام و تبديل آن به توليدي مفيد- خدمت يا روش انجام چيزي. اين گفته را به اديسون نسبت مي‌دهند كه «خلاقيت يعني يك درصد الهام و ۹۹ درصد عرق ريختن» به عبارتي ۹۹ درصد نوآوري را آزمودن، ارزشيابي كردن و باز آزمودن آن چيزهايي تشكيل مي‌دهد كه توسط الهام دريافت شده است. معمولاً در اين مرحله است كه يك فرد ديگران را بيشتر مطلع و درگير آن چيزي مي‌كند كه روي آن كار كرده است.

 چگونه متغيرهاي ساختاري بر نوآوري اثر مي‌گذارند؟

براساس پژوهش‌هاي گسترده، با توجه به متغيرهاي ساختاري مي‌توانيم سه گزاره را بيان كنيم. اول اين كه ساختارهاي مكانيكي اثري مثبت بر نوآوري دارند زيرا كه تخصص كاري آنها پايين‌تر است، قوانين كمتري دارند و عدم تمركز در آنها بيشتر از ساختارهاي مكانيستي است. همچنين انعطاف پذيري، قدرت انطباق و بارور كردن را كه پذيرش نوآوري‌ها را آسان تر مي‌كند بيشتر مي‌كنند. دوم اين كه دسترسي آسان به منابع فراوان عامل كليدي نوآوري است. فراواني منابع به مديران اين توانايي را مي‌دهد كه بتوانند براي نوآوري هزينه كنند و شكست‌ها را بپذيرند. در نهايت ارتباط بين واحدها با تسريع در كنش متقابل خطوط سازماني به شكستن سدهاي احتمالي در برابر نوآوري مدد مي‌رساند. البته هيچ يك از اين سه متغير نمي‌تواند وجود داشته باشد مگر اين كه مديران ارشد به اين سه عامل متعهد باشند.

 چگونه فرهنگ سازماني بر نوآوري اثر مي‌گذارد؟

سازمان‌هاي نوآور فرهنگي مشابه دارند. آنها تجربه كردن را تشويق مي‌كنند. آنها هم به موفقيت‌ها و هم به شكست‌ها پاداش مي‌دهند. آنها از اشتباهات تجربه كسب مي‌كنند. يك فرهنگ نوآور داراي هفت ويژگي زير است:

۱- پذيرش ابهام

۲- شكيبايي در امور غير عملي

۳- كنترل‌هاي بيروني كم

۴- بردباري در مخاطره

۵- شكيبايي در برخوردها

۶- تأكيد بر نتايج تا بر وسايل

۷- تأكيد بر نظام باز

سازمان از نزديك محيط را كنترل مي‌كند و سريعاً به تغييرات آن طور كه اتفاق مي‌افتند پاسخ مي‌دهد.

كدام متغيرهاي منابع انساني بر نوآوري اثر مي‌گذارند؟

در مقوله منابع انساني در مي‌يابيم كه سازمان‌هاي نوآور فعالانه آموزش و توسعه دانش اعضاي خود را آن طور كه روزآمد باشد تشويق مي‌كنند. امنيت شغلي در سطح عالي براي كاركنان خود فراهم مي‌آورند تا ترس از اخراج به خاطر اشتباه را كاهش دهند و به افراد جرأت مي‌بخشند كه تغييرپذير باشند. زماني كه انديشه‌اي جديد تكامل مي‌يابد پيشتازان تغيير فعالانه و با شور و شوق انديشه را تعالي مي‌بخشند و آن را حمايت مي‌كنند بر مشكلات چيره مي‌شوند و اطمينان مي‌دهند كه نوآوري به مرحله اجرا در خواهد آمد.

ويژگي‌هاي افراد اخلاق

روانشناسان سعي داشته‌اند تا مشخصات افرادي كه داراي سطح بالايي از خلاقيت هستند مشخص كنند، «استيز» عوامل زير را براي افراد خلاق بيان داشته است:

رویكردهای عمومی برای ترویج نوآوری از طریق خلاقیت عبارتند از:

  • ایجاد یك محیط ترغیب كننده- محیط های كاری كه شامل اشیا ترغیب كننده مانند نشریات، هنر، بازی ها و موارد دیگر هستند كه برخی از آنها ممكن است با كسب و كار شما حتی به طور مستقیم مرتبط نباشند، ولی به عنوان منبع الهام بخش می‌باشند. علاوه بر این ساختن محل كار با از بین بردن موانع بین افراد، ارتباطات را بهبود می‌بخشد و تعاملات خلاقانه را رواج می‌دهد.
  • پاداش تلاش ها از طریق تقویت مثبت روانشناسی- كاركنانتان را تشویق كنید تا ریسك كنند، به انها به خاطر ایده های خلاقانه پاداش دهید و زمانیكه شكست می‌خورند انها را جریمه نكنید. با انجام این كار، شما افراد را قادر می‌سازید تا با میل خود كارهایی كه توان بالقوه شان(و سازمانتان) را گسترش می دهد، انجام دهند. پیش از هرگونه پیش بینی های ریسك و ایجاد طرح احتمالی ضروری بحث كنند. كاركنان را در همه سطوح تشویق كنید تا در پیشنهادات برای بهبود عملیات كسب و كار فعلی دخیل باشند.
  • رواج دیدگاه های مختلف از طریق چشم اندازهای بیرونی- نوآوری اغلب می‌تواند از بازنگری اینكه چگونه مشتریانتان می‌بینند و از محصولات و خدمات استفاده می كنند، سرچشمه می‌گیرد. جذب نظراتشان می‌تواند بینش ارزشمندی در زمینه های بالقوه برای بهبود و همچنین زمینه هایی كه شما در ان موفق می‌باشید(دانش ضروری برای جایگیری در مقابل رقبا) را فراهم می كند. چشم انداز دیگر ممكن است شامل: فروشندگان، سخنرانان صنایع دیگر یا مصرف كنندگان با استفاده از محصولات یا خدمات رقبا باشد.
دیدگاه‌ها 0